عاشقانه ها (از هلنا)

ای نشسته با غرور

می روی به قله های دور

می روی ز دیده ام نهان شوی

می روی ز سینه ام به زور ،

لحظه ای درنگ !

یک نفر برای اولین سلام

یک نفر برای آخرین وداع

یک نفر به قیمت شکستن غرور

یک نفر به پای جان

یک نفر به گرد مرکبت رسیده است .

با دلی شکسته وسعتش به قدر عشق

با نگاهی از سر فسوس

می شتابد از برای دیدنت .

لحظه ای نشین کنار او ،که او

در جهانی از سوال بی جواب مانده است ،

لرزه ای که بر صدای او نشسته است

حاکی از جهانی از صداقت است :

ای همه وجود من فدای تو

قلب من نشان مهر تو به سینه بسته است ،

تا تو آمدی در این سرا

او به عشق تو

به پای تو نشسته است .

ای همه وجود من

 مانده از تو یادگار ،

خود بگو چرا ز من بریده ای ؟

یا چرا برای مرگ عشق

این چنین مقابلم نشسته ای ؟

من که با امید دیدنت

لحظه های عمر را شمرده ام

خود بگو که بعد از این بدون تو

عمر مانده را چگونه طی کنم ؟

خود بگو به دور از عشق

دور از آن نگاه آتشین

من چگونه زندگی کنم ؟!

                                                                            هلنا

 

/ 24 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

تبریک گلم خیلی زیبا بود[ماچ]

محمد Mohammad

سلاااااااام خوبی همراه همیشگی من ؟؟ صبح 3شنبه 17 فروردین ماهت به خیر و شادی و موفقیت انشالله خوب که به اطراف نگاه مي کنيم مي بينيم مدت هاست که از خيلي چيز ها و خيلي آدمهاي ديگر جداييم بي آنکه بدانيم . جدايي همين است اينکه با تو باشم و با من باشي و باهم نباشيم جدايي همين است آپیدم پس تو هم مثل همیشه قدمی بگذار و با کلمات خوبت همراهیم کن تا بدانم هستی و هستم و نفس میکشم و صدای نفست را میشنوم همیشه پایدار باشی ممنون از حضورت[قلب][گل]

ناهید

مرغ سحر ناله سر مکن دیدگان خسته تر مکن ما ز آه و ناله خسته ایم ما غمین و دل شکسته ایم گوشمان ز ناله کر مکن ناله سر مکن نغمه ی شادمانه خوان با صدای تنهایی اپم

یوزارسیف

سلام خوبی اول عیدت مبارک ووقتی عکسو دیدم یاد زمستون افتادم کم پیدایی؟

نمستان

آزرده ام از کشاکش خود با خودم راز دل به سینه نهان کردم فریاد های عاصی دل را پنهان ز گوشهای زمان کردم چون شب شدم ساکت و خاموش و باز مرغ دلم نمی آسود ترکید بغض و دهان بگشود در هایهای اشک فرو رفتم *** هم راز گل بنشستم چشمان گل غمگینتر از من بود ناگهان بیخود زخود گشتم در سراسر آن باغ و اطرافش بهت سکوت و دلهره ،سنگینتر از سنگ بود از چشم گل که چشم بگشودم شب و روزم همه یکرنگ و آرامش ای کاش گلی بودم در باغچه ای کوچک در گوشه ی این پارک دور از دو رنگی ها ای کاش گلی بودم رنگی کمی ساده با عطر خوشبو تر دل برده از عابر ! ---------------------------- ---------------------------- سلام بروزم..[گل]

نمستان

دلنوشته ي خوشگلي بود هلناي عزيزم[گل]

محمد Mohammad

سلاااااااااام خوبی هلنا جــــــــان؟ من که ندیدم لینکم کرده باشی ولی خوب من میلینکمت همیشه پایدار باشی ممنون از حضورت[گل][ماچ]

نمستان

سلام هلناي عزيزم شريعتي رو دوست دارم...چون هميشه نوشته هاي زيباش رو دوست داشتم...[گل][لبخند]

نمستان

غريب افتاده ام در گوشه اي تاريك غريب و تنها و خسته ام آهاي مارهاي حقير درياچه ي دنيوي چه كرديد با ماهي سرخ و معصوم حوز خانه ام[ناراحت][گل]